28/10/84..........
![]()
28/1۰/1384![]()
![]()
![]()
![]()
هیچوقت ازیادم![]()
![]()
![]()
نمیره![]()
![]()
![]()
![]()
برف پاک کن..![]()
![]()
![]()
دلبر
عاشقي يعني چو شمعي سوختن
محفلي با نور خود افروختن
عاشقي يعني دو چشم انتظار
ديده را بر راه دلبر دوختن
عاشقي يعني که جان وتوشه اي
هديه از بهر نگار اندوختن
عاشقي يعني حديث دلکشي
عشق عشق می آفريند
عشق زندگی می بخشد
زندگی رنج به همراه دارد
رنج دلشوره می آورد
دلشوره جرأت می بخشد
جرأت اعتماد به همراه دارد
اعتماد اميد می بخشد
اميد زندگی می آفريند
زندگی عشق می آفريند
عشق يعنی . . .
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
***********************
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
**************************
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
****************************
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق ،
آمدنی بود نه آموختنی
تو را به دادگاه خواهند کشید......
شاید به حبس ابد محکوم شوی.جزییات جنایتت معلوم نیست.
اما.....
اثر انگشت تو را روی قلبی شکسته یافته اند!!!
من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
چشمهایم را میبندم تا هر طور که دلم میخواهد گریه فرشتگان را تماشا کنم . بر سر درختان تاج شکوفه بگذارم و نام آسمانی تو را به پرندگان یاد بدهم .
چشمهایم را می بندم تا ناگهان خودم را به رویاهای تازه برسانم و از عادتهای کهنه بگریزم در میان شقایقها بنشینم . در کوچه لاله ها آواز بخوانم و دستهایم را به چشمه ای روشن بسپارم.
پنجره ها اگر نباشند جهان چقدر تیره است و هجم ارزوهایمان چقدر کوچک است و چه حقیرند اتاقهایی که بی نفسهای ما در سکوت ایستاده اند.
من از بین همه اشیا آینه را بیشتر دوست دارم , چون مرا به یاد چشمهای تو میاندازد و هر وقت دلم تنگ میشود , میتوانم سراغ دیروز را از آن بگیرم.
همه چیز از آینه شروع میشود . در هر اینه ای هزاران ترانه موج میزند , اینه که باشد بوی بهشت در خیابانها می پیچد و در اشکهای تلخ دخترکان فقیر میتوان هزار شمع بی پروانه را دید.
چشمهایم را میبندم تا تو را بهتر ببینم و آینه را برای دیدن تو اماده کنم . ستاره ها را گرد می آورم . در دست هر ستاره یک آینه است و درون هر آینه تو با فانوسی در دست ایستاده ای .
چشمهایم را می بندم تا برایت غزلی تازه بگویم .
اما کلمه هایم را در قلبت جا گذاشته ام .
بار الها دير زمانيست که زبان در کام فرو بسته ام، تا که شايد سرنوشتم را عوض کني،وهر روز در انديشه اينم که چگونه او را فراموش خواهم نمود،آيا به راستي توان اين کار را دارم؟
روزها را يکي پس از ديگري، وشبها را نيز بي او سپري مي کنم،ولي هيچگاه اورا از خود دور نمي بينم.
خدايا من را چه شده است؟ که هر روز که مي گذرد نه تنها که از او دورتر نمي شوم هيچ،بلکه آنچنان در قلبم جاي گرفته است که ديگر تنم همان قلبم است وقلبم هم مملو از وجود او.
خدايا اين چه درديست که درمان ندادي،يا اگر هم که دادي به من ندادي يا اگر هم که دادي چرا چشم ديدن آنرا به من ندادي؟
پروردگارا مي دانم که گناه کرده ام ولي نمي دانم که اين تاوان کدامين گناهم مي باشد که نه ياراي گريختن مي دهي و نه جسارت رفتن ونه توان تحمل کردن.
بر لبانم غنچه لبخند پژمرده است
نغمه ام دلگير و افسرده است
نه سرودي،نه سروري
نه هم آوازي،نه شوري
زندگي گويا زدنيا رخت بر بسته است
يا که خاک مرده بر شهر پاشيده است
اين چه آييني،چه قانوني،چه تدبيري است
من از اين آرامش سنگين و صامت عاصي ام ديگر
من از اين آهنگ يکسان و مکررعاصي ام ديگر
من سرودي تازه مي خواهم
جنبشي،شوري،نشاطي،نغمه اي
فريادهايي تازه مي جويم
من به هر آيين و مسلک
کو کسي را،از تلاش باز دارد
ياغي ام ديگر
من اميدي تازه مي خواهم
افتخاري آسمان گير و بلند آوازه مي خواهم
کرم خاکي نيستم اينک
نيستم شب کور
کز خورشيد روشنگر بدوزم چشم
آفتابم من
که يکجا،يک زمان ساکت نمي مانم
1. راز عشق در تواضع است .
اين صفت به هيچ وجه نشانه تظاهر نيست.
بلکه نشان دهنده احساس و تفکري قوي است.
ميان دو نفري که يکديگر را دوست دارند،
تواضع مانند جويبار آرامي است که چشمه محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه ميدارد.
2. راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات متغير اند، اما احترام دو طرف ثابت مي ماند .
اگر عقايد شريک زندگي ات با عقايد تو متفاوت است ،
با احترام به نظرياتش گوش کن .
احترام باعث مي شود که او بتواند خودش باشد .
3. راز عشق در اين است که
به يکديگر سخت نگيريد .
عشقي که آزادانه هديه نشود اسارت است .
4. راز عشق در اين است که
هر روز کاري کني که شريک زندگي ات را
خوشحال کند ،
کاري مثل دادن هديه اي کوچک ،تحسين ،
لبخندي از روي محبت .
نگذار که جويبار محبت از کمي باران ، بخشکد.
5. راز عشق در اين است که
رابطه تان را مانند يک باغ ، با محبت تزئين کنيد .
بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه را
بکار که زيبايي برويد .
ضمنا فراموش نکن که باغ را بايد هرس کرد ، مبادا
غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرز عادت شود .
براي اينکه عشق همواره با طراوت بماند فبايد به آن
مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .
6. راز عشق در خوش مشربي است .
شوخي با ديگران را فراموش نکن ، در ضمن
مراقب شوخي هايت هم باش .
شوخي نا پسند نکن . شوخي بايد از روي حسن
نيت باشد ،نه نيشدار .
7. راز عشق در اين است که
حقيقت اصلي عشق ، يعني تفکر را از ياد نبري .
آيا يک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات
کوچک و زود گذر نيست ؟
8. راز عشق در اين است که
مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ،
و صبر کني تا خون سردي را دوباره به دست آوري .
با اين که احساس جلوه الهام است ، اما شخص
عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح درک کند .
قلبت را آرام کن .
تنها به اين وسيله است که مي تواني چيز ها
را آنگونه که هستند ، در يابي .
9. راز عشق در اين است که
طرف مقابلت را تحسين کني .
هر گز با فرض اين که خودش اين چيز ها را
مي داند ،از تحسين غافل نشو .
مشکلي پيش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نيت
بگويي : دوستت دارم .
گر چه احساسات بشري به قدمت نسل بشر
است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .
10. راز عشق در اين است که
در سکوت دست يکديگر را بگيريد .
کم کم ياد مي گيريد که بدون کلام رابطه برقرار کنيد .
11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است
براي تقويت گيرايي صدا ، بايد آنرا از قلب برآوريد ،
سپس رهايش کنيد تا بلند بشود وبه سمت پيشاني برود
تار هاي صوتي را آرام و رها نگه دار .
اگر احساسات قلبي ات را به وسيله صدا بيان کني ، آن
صدا باعث ايجاد شادي در ديگري خواهد شد .
12. راز عشق در اين است که بيشتر با نگاه حرف بزني ،
زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند .
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کني ،
مثل آن است که
پنجره ها را با پرده هاي زيبايي بيارايي
و به خانه گرما و جذابيت ببخشي.
13. راز عشق دراين است که
از يکديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد ،
زيرانقص همواره جزء لا ينفک انسان است
ذهنت را بر ارزشهايي متمرکز کن
که شما را به يکديگر نزديک تر ميکند
نه بر مسائلي که بين شما فاصله مي اندازد .
14. راز عشق در اين است که
حس تملک را از خود دور کني .
در حقيقت هيچ کس نمي تواند مال کسي شود .
شريک زندگي ات را با طناب نياز مبند .
گياه هنگامي رشد ميکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب
استفاده کند.
15. راز عشق در اين است که
شريک زدگي ات را در چار چوبي که خودت مي پسندي
حبس نکني .عيبجويي باعث تباهي مي شود .
همه چيز را همان طور که هست بپذير ،
تا هر دو شاد باشيد .قانون طلايي اين است :
نقاط قوت را تقويت کن ،
و ضعف ها را نه تقويت کن نه تقبيح .
هرگز سعي نکن با سوزاندن ،
جلوي خونريزي زخم را بگيري .
16. راز عشق در اين است که
هنگام سوء تفاهم ، فقط به اين فکر نکني که
طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است .
در عوض به راه حلي فکر کني که در آينده
از بروز چنين سوء تفاهم هايي جلو گيري کني .
17. راز عشق در اين است که
وقتي پيشنهادي به ذهنت مي رسد ، به نياز خودت
براي بيان آن فکر نکني ،
بلکه به علاقه ديگري به شنيدن آن فکر کني .
اگر لازم بود ، حتي ماه ها صبر کن
تا آمادگي شنيدن آنچه را ميخواهي بگويي پيدا کند .
18. راز عشق در آرامش است ، زيرا
آرامش باعث تکامل عشق مي شود .
عشق ، هواي نفس و احساست شديد نيست .
عشق انسان ها نسبت به يکديگر بازتابي از عشق ازلي
است خداوندگار آرامش کامل است
19. راز عشق در اين است که
در وجود يکديگر عاشق خدا باشيد ،
تا همواره علي رغم همه اشتباهات ،
تشنه رسيدن به کمال باشيد ،
چرا که بشر همواره علي رغم موانع فراوان ،
سعي ميکند به سمت آرمان هاي جاودانه حرکت کند .
20. راز عشق در اين است که
محبت تان را بسط دهيد تا تبديل به عشق واقعي
ميان دو انسان شود
سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است
بسط دهيد تا بشريت و کل مخلوقات را در بر گيرد .
21. راز عشق در اين است که
به ديگري لذت ببخشي ، و لي عشق را براي لذت
نخواهي .زيرا عشق حقيقي هوا و هوس نيست .
هر چه نفس قوي تر باشد ، تقاضاهايش بيشتر مي شود
و هر چه تقاضا هاي نفس قوي تر باشد ،
خودپرستي را در تو بيشتر و بيشتر تقويت ميکند .
عشق چهره واقعي خود را در ملايمت و مهرباني آشکار
ميکند ،نه در لذت جويي .
22. راز عشق در مراعات حال ديگري است .
هر قدر که ملاحظه حال ديگران را مي کني ،
کسي را که دوست داري بيشتر ملاحظه کن .
23. راز عشق در اين است که
جاذبه هاي خود را با ديگري قسمت کني .
جاذبه نيرويي لطيف و نافذ است که
از ديگري دريافت مي کني .
اين نيرو تنها با بخشش رشد ميکند .
24. راز عشق در ايجاد تنوع در زندگي است .
نگذار که روزمرگي ها
مثل سيم هاي کوک نشده ساز ،
نغمه زندگي عاشقانه تان را
به نوايي غم انگيز تبديل کند .
25. راز عشق در اين است که
در هر فر صتي در کنار هم آرام بگيريد ،با هم تنها
باشيد ، و افکارتان را با يکديگر در ميان بگذاريد .
لازم نيست براي سرگرم شدن حتما
از محرکات خارجي استفاده کنيد .
قرار بگذاريد که بيشتر با هم تنها باشيد
تا بتوانيد خودتان باشيد .
26. راز عشق در اين است که با زمانه کنار بياييد .
مايع عشقتان را طوري نگه داريد
که بتوانيد گودالهايي
را که زندگي پيش پايتان ميگذارد ،پر کني.
27. راز عشق در اين است که
به محبوبتان قدرت و آرامش بدهيد
و از او قدرت و آرامش دريافت کنيد ، اما نه با اصرار .
28. راز عشق در استواري است .
در فصول مختلف زندگي ،
عشقتان را مانند کوه بلندي استوار ،
مانند خاک حاصلخيزي پر ثمر
و مانند آفتاب چنان در مرکزيت نگه داريد ،
که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور آن گردش کنند.
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا هم دم شدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي يعني سراب
عشق يعني خواستن و له له زدن
عشق يعني سوختن و پرپر زدن
عشق يعني سالهاي عمر سخت
عشق يعني زهرشيرين بخت تلخ
عشق يعني با خدايا ساختن
عشق يعني چون هميشه باختن
عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عشق يعني ياد يك روياي گرم
عشق يعني يك بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش كر
عشق يعني ديدني با چشم كور
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لحظه ها
عشق يعني آبي بي انتها
عشق يعني يك سوال بي جواب
عشق يعني رفتن توي خواب